سیب سفره عید
اولین سالی بود که عید نوروز را در شهر جشن می گرفتند،در اتاق بزرگ خانه که تنبی می گفتند سفره عید انداخته بودند،آن چیزی که از هم بیشتر در سفره بهتر دیده می شدسیب های سفید و سرخی بود که در سینی چینی بزرگی در وسط سفره چشم هر میهمانی را به خود جلب می کرد.مهمانانی از فامیل های دور که سالها پیش به شهر آمده بودند به همراه استا علی وخانواده پسرانشان برای عید دیدنی آمدند.پدر خدا بیامرز تعارف کرد که بفرمائید،حاج قربان که بزرگ خاندان بود سیبی راازسینی برداشت وخواست پوست بکند که دید، قرمزی سیب سرخ و سفید با گازی ازآن جداشده است،پدردوبار تعارف کرد که دیگری را بردارد،ولی تمام سرخی های سیب با گازی خورده شده بودندوقسمتهای سالم به طرف بالا و قسمتهای خورده شده به طرف پائین ظرف چیده شده بودند مهمانان با دیدن این صحنه بسیار خندیدند،سهراب پسر کوچک خانواده همه سرخی های سیب را خورده بود. این روزها در زمان پهن کردن سفره عید همیشه این خاطره در بین خانواده های ما مطرح می شودکه نکنه مثل سهراب سرخی سیبهرا بخوری!
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 13:53 توسط jamali
|