خدایا، فقط تو
خدایا ، فقط تو
" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."
امروز تنهائی علی مرا جذب کرده است ،صدای ناله های او را در دل شب میان نخلستانهای فرات می شنوم.مردی عظیم که محبوب خداست واز همه جا و همه کس گریخته ویکه و تنهاباخدای خود راز و نیاز می کند اشک می ریزدودل درد مندخود راآرامش می دهد وصیحه می زند تااز فشارسینه پر نور خود بکاهد.
من از دنیای دون می گریزم،از اختلافات،تظاهرات،از خودنمائی ها،غرورها،خودخواهی ها،سفسطه ها،مغلطه ها،دروغ هاو تهمت ها خسته شده ام.احساس می کنک اینجهان جای من نیست.آنچه دیگران را خوشحال میکند،مرا سودی نمی رساند.
شهید چمران

