پندهای شیطان

اما فرزندانش در چنین جاهای درس می خوانند ؟؟؟
و بالا شهریها ،در خانه های آنچنانی و....... ؟؟؟؟
ومردان سیاست هم که در فکر مقام وپول و....... ؟؟؟؟؟
وشعارها همه برای چنین مردمانی و نجات از چنین وضعی
ومن وتو ناظر برچنین وضعیتی
آری برادر
چنین است..................؟؟؟؟؟

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ،
سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند .
تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید
و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند .
و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .
بعثت رسول اکرم مبارکباد
آورده اند که..........
گویند پدر و پسر را نزد حاکم بردند که چوب بزنند اول پدر را بر زمین
انداخته و صد چوب زدند آه نکرد و دم نزد بعد از آن پسرش را انداخته و
چون یک چوب زدند پدرش آغاز ناله و فریاد کرد حاکم گفت: «تو صد چوب
خوردی و دم نزدی به یک چوب که پسرت خورد این ناله و فریاد چیست؟»
گفت:« آن چوبها که بر تن میآمد تحمل میکردم اکنون که بر جگرم
میآید تحمل ندارم».