پندهای شیطان

                                         

دبستان عشایری برای سازندگان فردا!!

اینجا ایران است،ایران ثروتمند، ایرانی که مردمانش دلشان برای تمامی مردمان جهان می سوزد 

اما فرزندانش در چنین جاهای درس می خوانند ؟؟؟

و بالا شهریها ،در خانه های آنچنانی و....... ؟؟؟؟

ومردان سیاست هم که در فکر مقام وپول و....... ؟؟؟؟؟

وشعارها همه برای چنین مردمانی و نجات از چنین وضعی 

ومن وتو ناظر برچنین وضعیتی 

آری برادر 

چنین است..................؟؟؟؟؟

        

از خدا بترسید

      

عید مبعث

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ،  

سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند .

 تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید

 و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند .

 و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .

بعثت رسول اکرم مبارکباد

خدایا..........

             

خدای خوب من

بحث نکن

                                         

پایان آدمیزاد

                                            

آورده اند که.......

 آورده اند که..........

گویند پدر و پسر را نزد حاکم بردند که چوب بزنند اول پدر را بر زمین

انداخته و صد چوب زدند آه نکرد و دم نزد بعد از آن پسرش را انداخته و

چون یک چوب زدند پدرش آغاز ناله و فریاد کرد حاکم گفت: «تو صد چوب

خوردی و دم نزدی به یک چوب که پسرت خورد این ناله و فریاد چیست؟»

گفت:« آن چوب‌ها که بر تن می‌آمد تحمل می‌کردم اکنون که بر جگرم

می‌آید تحمل ندارم».