ضربه چوبدستی عوض

چنین روایت می کنند:روزی از روزهای ایام ماضی اللهیار نامی (که هیکلی بسیار بزرگ داشت ودارد) در حین چرای گوسفندان در صحرا از فاصله بسیار دور عوض نامی (که جثه بسیار نحیف و لاغری داشت )را که با هم فامیل و خویشاوند خونی بودند می بیند، آن روز،برای عوض ،روز بسیا رفرخنده ای بود، زیرا ،عوض از دختر دائیش ترگل بله را برای ازدواج گرفته بود، اللهیار برای اینکه با عوض شوخی کرده باشدو سر بسرش بگذارد وبرای او بخندد، از فاصله بسیار دور، فریاد می زند: آهای عوض ،چطوری؟ عوض جواب می دهد،خوبم اللهیار! دوباره فریاد می زند واینبار برای نامزدش فحاشی می کند، دیگر صدای وجوابی از عوض به گوش نمی رسد، اللهیار خودش می گوید: من اصلاً فکر نمی کردم که عوض چنین فاصله دوری را برای دعوا بیاید، مشغول چرای گوسفندان بودم که ناگهان عوض در حالیکه بسیار عصبانی شده بود با چوبدستی قرمز رنگ خود رسید! من که اوضاع را بسیار وخیم دیدم سگهای گله را به طرف او فرستادم ولی عوض سگهارا هو کرد وبه من رسید و فرصت  هر عکس العملی را از من گرفت و چنان ضربتی با چوبدستی خود به من زد که به زمین افتادم وخودم را خراب کردم ، دیگر قدرت حرکت نداشتم ،بر روی زمین ولو شده بودم او بر بالای سرم ایستاده بود ومرا تهدید می کرد ومن به التماس می کردم.اخر سر التماسهای من جواب داد او مرا با آن حال زار ول کرد وقبل از رفتن به پیش گله گوسفندان خود ، گفت: از این روز به بعد ترگل مرد دارد ومن مرد او هستم

تسلیت...........

کرمانشاه تسلیت  ،ایران تسلیت

وقوع زلزله 7.3 ریشتری در استان کرمانشاه و مرگ بیش از 400 نفر از هموطنان عزیز و گرامی تسلیت باد